سلام.
اينترنت ندارم ولي گاهي به كافي نت سر مي زنم.
تعدادي از بهترين دوستانم گفتند كه به نظري كه در مطلب قبلي گذاشته اند جواب ندهم ، من هم قصد جواب دادن ندارم فقط مي خواهم چند كلمه اي با اين جناب يا سركار بنده ي ايزد مهر حرف بزنم.
سلام نكردي و به من كه به قول تو بنده شيطان بودم لعنت فرستادي، از لعنت گفتي اما من از ترس مي گويم چرا ترس؟ متوجه مي شوي.
گفتي كسي كه نابود مي شه و به خاك ميوفته منم... بايد بگويم انتهاي همه به خاك افتادن است، پس اين مهم نيست مهم بعد از آن است كه آن را هم فقط خدا مي داند و بس نه حتي پيامبرش و نه حتي تو كه بنده ايزد مهر هستي.
از خودت به نام عاشق واقعي نام بردي من كه نمي شناسمت ولي خوش به سعادتت كه عاشق واقعي هستي اما اين را بدان كه يك عاشق واقعي هيچوقت نابودي عشقش را نمي خواهد حتي اگر به او خيانت كرده باشد.
گفتم خيانت ياد اين بخش حرفهايت افتادم كه از خدا خواستي تا در همين دنيا قصاص بشوم باشد من هم از عزيزترين موجود زندگيم كه خدا باشد مي خواهم كه اگر اشتباهي كرده ام مرا در همين دنيا قصاص كند.
گفتي در قيامت قصاص خدا از طرف ماست ، مي بينم خدا را هم تيمي خود مي داني اين خيلي خوب است اما خدا فقط براي يك نفر نيست اين را به تو نياموختند!!!!خدا براي ناله آن بچه يتيم ، اشك آن مادر ، آن دل شكسته و حتي براي آن دزد يا قاتل يا خيانتكار هم هست. خدا حتي براي ديكتاتور هم هست.
از اين گفتي كه اگر روزي توبه كنم و پروردگار مرا ببخشد شما هم مرا مي بخشي ، شرمنده نمي دانستم مقامي بس رفيع تر از خدا داري كه بخشش خدا نيازمند تاييد توست . شايد الياس (شيطان) هستي كه حتي اگر آن هم باشي باز هم زير قدرت خدا و بندگانش له مي شوي.
گفتي كه كثيف تر از... هستم باشد ولي اين را بدان كه ملاك تشخيص كثيفي يا پاكي بندگان خدا تو نيستي بلكه خودش است كه او هم ارحم الراحمين است.
و در انتها گفتي كه شما شكست نخورديد ولي برديد ، اگر كسي براي برد انقدر عصباني مي شود در شكست چه مي كند.
و اما چند جمله هم من بگويم . فردي كه نمي شناسمت من هم بنده اي هستم از بندگان خدا و به واسطه انسان بودنم جايزالخطا. نمي گويم در عمرم اشتباه نكرده ام،چرا كرده ام ولي سعي كردم كه اشتباهاتم كسي را نيازارد و اگر خواننده وبلاگم باشي چند وقت پيش بدون دليل از همه عالم عذرخواهي كردم اما حتماً شما چشم ديدنش را نداشتي.
اما اين چيزهايي كه شما گفتي را مطمئنم كه انجام نداده ام. تويي كه مدام دم از خيانت و نفرين زدي هيچ ميداني كه گناه تهمت و بردن آبروي انسانهاي ديگر (هرچند كه آبروي انسان با اظهارات يك آدم ترسو كه خودش را معرفي نمي كند نمي رود) از خيانت بيشتر است.
هميشه گفته اند كه در مواقعي كه در آرامش كامل هستي هستند كساني كه آرامش را از تو بگيرند كه ما كه انسانهاي فراموشكاري هستيم و در خوشيها خداوند يادمان مي رود با ديدن اين ناآرامشيها خدا را ياد كنيم.
گويند در زمانهاي قديم يك فردي كه زياد داراي سلامت عقلي نبوده به ميدان شهر آمده و سنگي را پرت كرده كه شيشه حجره اي شكسته تمامي شهر جمع شدند تا برايش دادگاه برقرار كنند اما يك قاضي باهوش گفته چرا خود را اذيت مي كنيد يك ديوانه اي آمده سنگي پرت كرده و رفته همين...
شايد من هم نبايد جواب مي دادم ، به قول يكي از دوستانم جواب ... خاموشيست من هم جواب ندادم فقط نوشته اين شخص را تحليل كردم.
اميدوارم ياد بگيريم فقط بدي را نبينيم و به خوبيها بيشتر بينديشيم.
در پناه عاشقترين عاشقان...